گنج

شمارهٔ ۸۸

قافیه: انم۶ بیت
آرزومند روی جانانمبرود زار زو همی جانم
آرزو را و درد دوری رابجز از صبر چیست درمانم
همه چیزی همی توانم کردصبر کردن بهجر نتوانم
بر غم و درد من بس است گوارنگ رخسار و آب مژگانم
دل بدادم بدوست خویش بطبعتا دل از دوست باز بستانم
ظن خطا شد مرا در آن مه رویدل بدادم کنون پشیمانم