گنج

شمارهٔ ۱۴۱

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: وی۶ بیت
ای طبع تو سرشته ز رادی و راستیدور از روان تو کژی و نارواستی
میرا خدای راست سوی راستان بودزانست راست کار تو دائم که راستی
چیزی که خواست بر تو ندید است خصم توبر هرکسی بدیدی چیزی که خواستی
از روزگار شاه فریدون تاکنونچون او بدین و دانش و دولت تو خاستی
آنانکه از کژی که بحیلت بخاستنداز راستی و داد فروشان نشاستی
اندر جهان فکندی هولی که هیچ شاهاز بیم تو برون نکند دست از آستی