گنج

شمارهٔ ۱۰۰

قافیه: ین۱۰ بیت
گر ندیدی بهشت و حورالعیناینک این مجلس امیر ببین
جام می را چو حوض کوثر دانساقیان را بسان حورالعین
مطربان نشسته در مجلسزرد و گریان چو عاشق مسکین
بر یکی سو امیر عبداللهآن خداوند مهتران زمین
وز دگر سوی بوالمعمر گردهست خورشید علم و دانش و دین
تا برون آید از صدف لؤلؤتا بتابد از آسمان پروین
دولت و عز میر مملان باداو بشادی و دشمنش غمگین
او بدیدار میر عبداللهبر نهاده بکف می رنگین
تا زمین باد شاد باد این زانتا زمان باد شاد باد آن زین
حاسد آن همیشه چون فرهادناصح این همیشه چون شیرین