گنج

شمارهٔ ۹۰

روز اول چون حباب از هم‌نشینی‌های موجخانه ما را بنا کردند در بالای موج
سربلندی چیست راضی شو به پستی چون خزفتا نیفتی همچو خس دائم به دست و پای موج
قلزم عشق است و در پایان به اندک سرکشیجامه از زنجیر می‌برّند بر پهنای موج
تا بود جان در تلاطم دل خطر دارد ز خویشدر محیط عشق جای من بود یا جای موج
هر چه با دل کرد چین ابروی دلدار کردکشتی‌ام قصاب طوفانی شد از دریای موج