شمارهٔ ۸۶
ای وصل تو را آرزوی دل شده باعثبر راه توام دوری منزل شده باعث
در گوشه ابروی تو آن خال مرا کشتبر قتل من این زهر هلاهل شده باعث
گر دیر دهم جان ز غمش نیست ز سختیشوق رخ آن شوخشمایل شده باعث
دانی ز چه رو گل نتوان چید ز رویشبر عارضش آزرم چو حائل شده باعث
بر قتل من غمزده بیسروسامانتیغ دو دم ابروی قاتل شده باعث
قصاب تو را کی بود از بند خلاصیدر گردنت آن زلف سلاسل شده باعث