گنج

شمارهٔ ۸۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ارمیگویمحدیث۸ بیت
روی بر آیینه ز آن رخسار می‌گویم حدیثهمچو طوطی از زبان یار می‌گویم حدیث
من سواد دیده از خط تو روشن کرده‌امنیست از من دور اگر بسیار می‌گویم حدیث
چشم جادو، غمزه ترسا، خال هندو، رخ فرنگدر میان خطّه کفار می‌گویم حدیث
نیستم بلبل که گوید در شکفتن وصف گلچون عقاب از خنده سوفار می‌گویم حدیث
شرح زلفش را کسی دیگر نمی‌داند چو منمو‌به‌مو زین رشته زنّار می‌گویم حدیث
نیستم زاهد که در مسجد زنم حرف ریامستم و در خانه خمّار می‌گویم حدیث
عاشق دیوانه را با مسجد و منبر چه‌کاردر میان کوچه و بازار می‌گویم حدیث
بر محبان علی قصاب آتش شد حراماز زبان احمد مختار می‌گویم حدیث