شمارهٔ ۷۱
منم که وصف تو آرایش بیان من استحلاوت سخنت قوت زبان من است
سراغ منزلم از گلستان چه میپرسیبلند شعله ز هرجا شد آشیان من است
شهید عشق تو جاوید زنده میماندنسازم ار به فدای تو جان زیان من است
ز آتشی که مرا در دل است بعد وفاتچراغ روی مزار من استخوان من است
کند گر آب مثال من آب آینه راغبار خاطر من جسم ناتوان من است
به درگه تو برآوردهام کف حاجاتکه آستان عزیز تو آسمان من است
یکی است نور درون و برون من قصابچو شمع آنچه به دل هست در زبان من است