شمارهٔ ۶۶
به رخ شکستن طرف کلاه بابت کیستنموده ماه در ابر سیاه بابت کیست
تفرج تو ز نزدیک صد خطر داردز دور سوی تو کردن نگاه بابت کیست
چو نیست رخصت اظهار داستان فراقکشیدن از دل پر درد آه بابت کیست
ز لطف اگر بنمایی ترحمی بر مانگاهکی کنی ار گاهگاه بابت کیست
ابا ز بردن دل میکنی در این نوبتز غمزه تو گرفتن گواه بابت کیست
بروز خویش چو خط سر زد از رخش قصابسفر نمودن شبهای تار بابت کیست