گنج

شمارهٔ ۴۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یشهشیشهاست۷ بیت
نخلی است روزگار و مرا تیشه شیشه استخارا است دهر و در دلم اندیشه شیشه است
ناخن به دل شکستم و غم ره به در نیافتسنگ است بیستون و مرا تیشه شیشه است
دارد خطر ز جنبش مژگان دو دیده‌امآبی که مانده است در این بیشه شیشه است
کو دل‌گرفته‌ای که بگرییم ساعتیخالی دلی که می‌کند اندیشه شیشه است
غیر از شکست دل ثمری دسترس نشدگویی نهال عمر مرا ریشه شیشه است
مستی تمام در نگه ساقی است و بسگر بی شراب نشئه دهد شیشه شیشه است
قصاب تنگدل مشو از جور روزگارظلم است سنگ و این دل غم‌پیشه شیشه است