شمارهٔ ۴۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ویینمیگویمکهکیست۶ بیت
برده دل از من پریرویی نمیگویم که کیستشوخ چشمی طفل بدخویی نمیگویم که کیست
داده از زهر آب، بی رحمی، فرنگی زادهایبهر قتلم تیغ ابرویی نمیگویم که کیست
همچو خال گوشه چشمش دلم افتاده استدر قفای طرفه آهویی نمی گویم که کیست
تا به صبح امشب دماغم را پریشان کرده بودعطر زلف عنبرین بویی نمیگویم که کیست
دارد آن سبز ملیح کافر بیدادگرکنج لعلش خال هندویی نمیگویم که کیست
عاقبت قصاب قربان خواهدت کردن کسیعید قربان در سر کویی نمیگویم که کیست