شمارهٔ ۲۸
کی ز جور دهر کم فرصت الم داریم ماچون تو را داریم از دشمن چه غم داریم ما
ما اسیران با گرفتاری ز بس خو کردهایمهر کجا در خاک دامی نیست رم داریم ما
کم مبادا از سر ما نقش داغ و مد آهسرفرازیها از این چتر و علم داریم ما
هست تا اشک ندامت ایمنایم از سوختنبیم ز آتش نیست تا دیده نم داریم ما
خانه بردوشان در این دریا بههم پیوستهانددست همچون موج در آغوش هم داریم ما
قطرهای تا از می شوق تو باشد در ایاغکافریم ار آرزوی جام جم داریم ما
تا که چون قصاب مستغنی شدیم از لطف دوستکی نظر دیگر به ارباب کرم داریم ما