گنج

شمارهٔ ۲۵۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انیهم۶ بیت
به چشم کم مبین بر آن من در خسته‌جانی همفلک را می‌توانم زد به هم در ناتوانی هم
به من بی آنکه گردد هم‌نشین برگشته مژگانشبه این دیر آشنایی می‌نماید سرگرانی هم
تلاش وصل اگر افکنده باشد بر پر عنقادلی خوش می‌توان کرد از نشان بی‌نشانی هم
جواب نامه‌ام را ای خداناترس با قاصدنمی‌گویی گر از دل، می‌توان گفتن زبانی هم
شدم رنجور و خونین دل ندانم عاقبت با منچه خواهد کرد اشک سرخ و رنگ زعفرانی هم
شدم قصاب چون تسلیم پیش یار دانستمکه می‌بوده است خواب راحتی در زندگانی هم