گنج

شمارهٔ ۲۴۲

مردیم ز غم تا به تو خودکام رسیدیماز سایه تیغت به سرانجام رسیدیم
خواندیم چو لوح سر خاک شهدا رابر مطلب بی‌مهری ایام رسیدیم
روزی که برون آمده از بیضه شوقتپر نازده اول به سر دام رسیدیم
در عشق تو گشتیم دمی گرم که چون صبحاز یک نفس عمر به انجام رسیدیم
بسیار طپیدن ندهد فایده در خاکتسلیم چو گشتیم به آرام رسیدیم
بی‌بهره از آن زلف نشد گردن قصابما نیز به یک حلقه از این دام رسیدیم