گنج

شمارهٔ ۲۳۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: رریزم۸ بیت
من آن نخلم که چون در موسم حاصل ثمر ریزمز هر جانب به مژگان بر زمین آب گهر ریزم
به طوفان می‌دهم در یک نفس بنیاد عالم راز عشقت وای اگر سیلاب اشگ از چشم تر ریزم
رسید آن تیر مژگان آن‌قدر ای ضعف مهلت دهکه من از جوی رگ آبی به پای نیشتر ریزم
نه پا دارم که بتوانم به گرد قامتش گردمنه دستی کز فراق آن صنم خاکی به سر ریزم
من آن مرغ مصیبت‌دیده خاطر پریشانمکه گر از آشیان پرواز گیرم بال و پر ریزم
در این مهمان‌سرا آن میزبانم کز سیه‌بختیشود چون زهر اگر در کاسه مهمان شکر ریزم
فلک کور است و من آهی غبارآلود می‌خواهمکه گرد توتیا در دیده این بی‌بصر ریزم
ز خود هر قسم طرحی ریختم قصاب شد باطلهمان بهتر که من این طرح در خاک دگر ریزم