شمارهٔ ۲۲۸
تا بار عشق بر دل پرغم گذاشتیمچندین هزار غم به سر هم گذاشتیم
روزی که غمزه تو ز کین برکشید تیغما دست رد به سینه مرهم گذاشتیم
دادیم سر به حکم تو از بهر قتل خویشانگشت تا به دیده پرنم گذاشتیم
گردید ثبت دفتر غم سرنوشت ماتا پای در قلمرو آدم گذاشتیم
یکباره ز اهل شوق گرفتند خوشدلیبر محضر زمانه چو خاتم گذاشتیم
قصاب انتخاب نمودیم درد عشقخوش منتی به مردم عالم گذاشتیم