گنج

شمارهٔ ۲۰

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن فعولنقافیه: لرا۷ بیت
بکش از رخ نقاب و بر فروزان عارض گل رابیا یک‌سر بسوزان زآتش گل بال بلبل را
به رنگ‌آمیزی زلف و رخت صد آفرین کردمکه پیچیده است گرد دسته گل تار سنبل را
اگر خواهی رهانی مو به مو جمعیت دل‌هابه قربان سرت گردم پریشان ساز کاکل را
کسی سر از خط پیچیده‌اش بیرون نمی‌آردبغیر از دل کزو بگرفته سرمشق ترسل را
نمی‌دانم چه می‌خواهد ز من مژگان خون‌ریزشکه تیر روی ترکش می‌کند تیر تغافل را
نکویی با بدان کردن در این عالم بدان ماندکه دور از آب سازند اهل بینش چشمه پل را
تلاش بیش و کم قصاب کردن نیست کار تومده تا می‌توان از دست دامان توکل را