شمارهٔ ۲
ای ذات پاکت از همه ماسوا، سواوز درگه تو یافته هر بینوا، نوا
انعام توست بر همه خاص و عام، عامتشریف توست بر قد هر نارسا، رسا
گمگشتگان وادی جهل مرکبیمراهی ز روی مرحمت ای رهنما، نما
ما را چو حاصلی نبود غیر معصیتای وای اگر دهی تو روز جزا، جزا
در دم چهار موجه دریای خون شوددر کشتیای که نیست در آن ناخدا، خدا
پنهان ز خلق تکیه زدن بر سر سریربهتر ز طاعت به سر بوریا، ریا
قصاب خسته دل به جناب تو کرده رواو را ببخش زین در دارالشفا، شفا