گنج

شمارهٔ ۱۹۶

قافیه: ادمغلطکردمغلط۷ بیت
دل به دهر حیله‌گر دادم غلط کردم غلطرفت ذوق هستی از یادم غلط کردم غلط
خرمن عمری که جمع آورده بودم سال‌هاداد دهر سفله بربادم غلط کردم غلط
ز آرزوی کوی شیرین کوه عصیان روزگاربست بر گردن چو فرهادم غلط کردم غلط
یادگار از من به غیر از معصیت چیزی نماندنفس کافر بود استادم غلط کردم غلط
در چمن عمری ندانستم که اصل جلوه چیستمن همان در فکر شمشادم غلط کردم غلط
کاری از من برنیامد تا به کار آید مرابود چون در دل غمت شادم غلط کردم غلط
با هزاران ماجرا دارد همان طول املزین جهان قصاب دل‌شادم غلط کردم غلط