گنج

شمارهٔ ۱۹۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ابمزاعتراض۷ بیت
می‌دهد هر ساعتی چشمش شرابم ز اعتراضمی‌نماید آتش لعلش کبابم ز اعتراض
نیست حرفش بیش از این کز پیش من کم کن گذرزیر لب گاهی که می‌گوید جوابم ز اعتراض
روبرو هرگه که برخوردم به آن دریای حسنهمچو ماهی در خوی خجلت بر آبم ز اعتراض
همچو موم نحل کز خورشید می‌پاشد ز همپیش رخسار تو چون آیم خرابم ز اعتراض
دست از جان شسته در پیشش گریزم هر نفسبر سر دریای بی‌تابی حبابم ز اعتراض
کی مرا بیدار سازد خوف روز رستخیزچون کند افسون چشم او به‌‌ خوابم ز اعتراض
می‌برد قصاب بی‌هوشی به راه گلشنمچون زند آن دل‌ربا بر رخ گلابم ز اعتراض