گنج

شمارهٔ ۱۵۰

قافیه: ومیدهند۷ بیت
خوب‌رویان چون سپاه غمزه را رو می‌دهندمنصب شمشیرداری را به ابرو می‌دهند
بس که خو دارند با سنگ جفا دیوانگانشیشه دل را به دست طفل بدخو می‌دهند
دیده‌اند آنان که سودای سر زلف تو راهر دو عالم در بهای یک سر مو می‌دهند
هست گیرا گرچه خال اما کمندانداز نیستپیچ و تاب و سرکشی‌ها را به گیسو می‌دهند
بس که از راحت گریزانند مجروحان نازروز تا شب زخم شمشیر تو را بو می‌دهند
نقد دل را گر به خال او دهم منع‌ام مکنمنعمان دائم زر خود را به هندو می‌دهند
از بزرگان خانه‌بردوشان به جایی می‌رسندموج را دریادلان قصاب، پهلو می‌دهند