شمارهٔ ۱۴۸
هر دل که تیر غمزه او را هدف شودباران ابر رحمت حق را صدف شود
افلاک را منازل اول کند حسابآن رهروی که بر در شاه نجف شود
موجش برد به دوش از این بحر بر کنارهرکس سبک ز بار تعلق چو کف شود
کسب کمال میبردش چون نگین به گورخوب است لعل سعی کند تا خزف شود
همچون گیاه جاده مرا آرزو به دلتا سر زند، به پای حوادث علف شود
آخر دوید بر رخم اشگ بهانهجوییا رب مباد طفل کسی ناخلف شود
ای نای تنگ خاطر قصاب را ز لطفبنواز نغمه تا قد دشمن چو دف شود