شمارهٔ ۱۳۰
از دل اول، باده مهر کارها را میبردبعد از آن از چهره گلگون صفا را میبرد
میکند گستاخ با هم عاشق و معشوق راپای می چون در میان آمد حیا را میبرد
در میان پاکبازان باده چون پیدا شودلذت دشنام و تأثیر دعا را میبرد
عالم آب آنچه معموره است میسازد خرابسیل چون طغیان نماید خانهها را میبرد
گر تو ما را دوست داری بگذر از جام شرابکین خطا قصاب ننگ و نام ما را میبرد