شمارهٔ ۱۲۲
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انشود۶ بیت
چون خونم از دو دیده گریان روان شودمژگان ز اشک شاخ گل ارغوان شود
روشن کند چراغ رخش نور آفتابروشن چو شمع محفل روحانیان شود
سربرنگیرم از ره کنعان به راه توتا خاک من غبار ره کاروان شود
مردیم با وجود که یک جو نداشت مهرفریاد از آن زمان که به ما مهربان شود
از بس که گفتم و نشنیدم جواب از اونزدیک شد دمی که زبان استخوان شود
بر وصل نارسیده مرا شرم آب کردقصاب چیست چاره چو آتش عیان شود