شمارهٔ ۱۰۹
لبش بر گردن عاشق بسی حقّ نمک داردبه تیغ غمزهاش گردد گرفتار آن که شک دارد
خیال چین زلفش بر میانم بسته زناریکه بر هر تار مویش رشگ تسبیح ملک دارد
به آسان کی توان زد بوسه بر خاک کف پایشکه افتد گر رهش در چرخ منت بر فلک دارد
تواند غوطه بر دریای خون زد از ره عشقشهر آن عاشق که دل با داغ او اندر نمک دارد
اگر غش داری ای قصاب اینجا میشوی رسواکه عشق آن صنم خاصیت سنگ محک دارد