گنج

شمارهٔ ۷۱

ز درد عشق اگر جان غریق بحر بلاستهزار شکر که دل در مقام صبر و رضاست
حریف بزم قلندر کسی تواند بودکه در طریق محبت ز جان و دل برخاست
میان مجلس مستان ز پا وسر بگذرکه آن مقام خراباتیان بی سر و پاست
مؤذنان حقیقت بلند میگویندکه: آستان خرابات عشق قبله ماست