گنج

شمارهٔ ۶۷۳

اگر در طاعتی، گر در گناهیاگر چون که گران ور برگ کاهی
سبک را و گران را رو بحقستنباشد ملک یزدان را تناهی
بغیر از دوست در عالم کسی نیستکه هم او آمرست و اوست ناهی
چه در کان و چه در شان، جمله حقستالهی گو، الهی گو، الهی!
ترا «احببت ان اعرف » تمامستچرا در فکر مال و فکر جاهی؟
بجز حق را مدان در هر دو عالماگر مرد رهی، گر مرد راهی
چو شاهی از گدایی یافت قاسمگدایی میکند در پادشاهی