گنج

شمارهٔ ۶۲۹

اگر ز مصر جهانی و گر ز تبریزیز پیر راه بدان قصه شکرریزی
تو پیر خانقهی، لیک غافلی از راهز من مپرس: چه ارزم؟ همان که میورزی
مجردان طریقت روان فدا کردندتو نام مرگ شنیدی چو بید میلرزی
بعاقبت بدر مرگ بایدت رفتناگر تو خسرو چینی و شاه پرویزی
ببنده گفت فقیهی: هزار سال بمانجواب دادم و گفتم: هزار سال بزی
تو پیشوای جهانی و این نمیدانیبزعم خویش تو شیخی و لیک دهلیزی
بیا، بصحبت قاسم حدیث دوست شنوتو قدر گنج چه دانی؟ که حبه ای ارزی