گنج

شمارهٔ ۶۱۵

جان نوروز و جان صد عیدیعیدی عاشقان بده، عیدی
راحت روح و نور اعیانی«انتموا سیدی و مستندی »
هر کسی رو بمقصدی داردما و صهبا و جام جمشیدی
من بهر جام سر فرو نارمخاصه بر جام تلخ نومیدی
باده خوردی، حلال و نوشت باد!جور بود این که جام دزدیدی
عاشق بی ریای بی تزویربهتر از زاهدان تقلیدی
بر سردار عشق «اناالحق » گویگر ز مستان جام توحیدی
عاقبت بر فغان و گریه مارحم کردی، اگرچه خندیدی
قاسم از کشتگان غمزه تست«قلب و روحی فداک یا سندی »