شمارهٔ ۶۰۶
چو با تست مقصود، هرجا که هستیگرش باز دانی ز هجران برستی
درین جست و جو دور رفتی وگر نیچو خود را بدانی ازین جو بجستی
ز تحصیل عرفان محصل همین شدکه: حاصل تویی زین بلندی و پستی
ازان منتظم شد بتو نظم عالمکه شد بیت لطفی ز دیوان هستی
زهی!ساقی جان، که از لطف و احسانز بد مستی ما سر خم نبستی
ز جام خدا باده ناب بستانکه این می پرستی به از خود پرستی
بده یک دو جام دگر قاسمی راکه وقت خمارست و پایان مستی