شمارهٔ ۴۶۶
در دور رخت یک دل هشیار ندیدیمجز روی خوشت مشرق انوار ندیدیم
بردیم ببازار جهان گرامیغیر از غم عشق تو خریدار ندیدیم
مطلوب کسی نیست بغیر از تو درین راهوین طرفه که غیر تو طلب کار ندیدیم
از ظلمت و از نور گذشتیم بیک بارغیر از تو کسی عالم اسرار ندیدیم
بردار تو منصور عجب گفت که: هیهات؟دیار بغیر از تو درین دار ندیدیم
در صومعه و دیر مغان هیچ کسی رابی یاد تو در خرقه و زنار ندیدیم
خود کشته ای قاسم را، خود تعزیه داریای یار، بعیاری تو یار ندیدیم