شمارهٔ ۴۳۱
سوی می خانه میکشی دستمعاشق و مفلس و تهی دستم
شهره کردی مرا بهر دو جهانبزمانی که با تو بنشستم
من چه گویم؟ که در دیار غمتعاشقم، صادقم، ز خود رستم
هرچه دارم فدای راه شماستماه در سی و ماهی در شستم
نفروشم بملک هر دو جهانیوسفی راکه من خریدستم
پیش دیدار یار مهرافروزجان ببازم که نیک سرمستم
قاسمی گشت فانی اندر راهفانی مطلقم، اگر هستم