گنج

شمارهٔ ۳۷۳

عزت عشق بود غیرت یارکه ندادند منکران را بار
بسط بحر حیات عرفان بودکه گشادند کافران زنار
دار را چون بدید گفت حسین:«لیس فی الدار غیرنا دیار»
چند از افسانهای نو و کهن؟پیش ما این سخن میآر و می آر
فقر یعنی فنای صرف کندنقد قلب ترا تمام عیار
چون عیارت تمام گشت، تمامتاج بر سر نه و علم بردار
تا بکی بر کنار بحر محیطتشنه و زار همچو بوتیمار؟
در سماع خدای دست افشانکه جهان را بتست استظهار
قاسمی از کجا و زاهد خشک؟یا الهی، بلای بد وادار