شمارهٔ ۳۵۹
در مجلس ما جز سخن یار مگوییدبا حضرت آن یار ز اغیار مگویید
در قلزم توحید همه غرق فناینداز جوشش آن قلزم زخار مگویید
در دار و مدارید، ندانم که چه دارید؟اسرار خدا جز بسر دار مگویید
در چرخ صفا، رقص کنان، مست خداییداز گردش این گنبد دوار مگویید
گر رند خراباتی و قلاش طریقیداز واقعه جبه و دستار مگویید
این خانه عشقست و درو قصه پنهانهان! این سخن خانه ببازار مگویید
از قاعده کعبه و بت خانه گذشتیمبا ما سخن از خرقه و زنار مگویید
سر گشته و آشفته و مستیم و معربداین بی ادبی ها بر آن یار مگویید
قاسم، سخن عشق بهر جا که شنیدیداقرار بیارید و ز انکار مگویید