شمارهٔ ۳۴۶
از خم صفا جام می ناب بیاریدگر شمع ندارید بمهتاب بیارید
محراب دل و جان رخ آن ماه حجازیستروی دل و جان جانب محراب بیارید
آن زلف پریشان همه آیات نکوییستهر جا که حدیثیست درین باب بیارید
ماتشنه لبانیم درین بادیه عشقآخر خبری زان گل سیراب بیارید
هر کس که شود درد مرا موجب درمانفی الجمله،اگر شیخ،اگر شاب بیارید
از بهر دوا جام صفایی بمن آریدتأخیر روانیست،با شتاب بیارید
قاسم،می توحید حیوة دل و جانستجامی دو سه دیگر ز می ناب بیارید