گنج

شمارهٔ ۳۰۷

ای عشق توام در دو جهان مقصد و مقصوددر طور عدم گشتن من وصل تو موجود
بنمود بعشاق جهان سکه مهرتسیماب سرشک مژه بر روی زر اندود
سازم همه در مجلس غمهای تو چون چنگسوزم همه بر آتش سودای تو چون عود
اقفال زر اندود ز ابواب سعادتکس جز بمفاتیح هدایات تو نگشود
آخر نظری کن بدل غمزده یکبارکاندر غم هجران تو یک باره بفرسود
نی نی،چو ترا بر دل من هجر مرا دستبا هجر تو دلشادم و با درد تو خشنود
چون شد بتقاضای تو راضی دل قاسمسودش همه خسران شد و خسران همگی سود