گنج

شمارهٔ ۳

ای صبح سعادت ز جبین تو هویدااین حسن چه حسنست؟ تقدس و تعالا
من بنده آن باده نابم که دمادمدر هر نفسی تازه کند جودت ما را
از عربده ما در میخانه نیستیجان بنده حسن تو، زهی حسن مدارا
از کعبه و بتخانه مگوئید بعاشقاز جنت و فردوس مگو مست لقا را
امروز اگر فرد شوی مرد خداییفردا مطلب نسیه،مجو عاشق فردا
دانند رفیقان که ره دور و درازستاز کوچه مقصود ببازار تمنا
در کوی تو پستیم،زهی منصب عالی!با روی تو مستیم، زهی مقصد اقصا!
چون نسبت ما با تو درستست نگوئیمدیگر سخن از مرتبه آدم و حوا
ای هادی جان و دل و دین رحمت عامتبر قاسم بیچاره تو از لطف ببخشا