شمارهٔ ۲۵۷
هر که او را هوس منصب اعلا باشدقبله جان و دلش زلف چلیپا باشد
عاشقی را،که بهمت زد و عالم بگذشتمیل جانش همه با مقصد اقصا باشد
عاشقم، ناله و زاری مرا منع مکنهر کجاعشق بود شورش و غوغا باشد
گر مرا جانب جنات نباشد میلیآن هم از خاصیت جودت صهبا باشد
گر مرا در چمن جنت فردوس بریدخاطرم مایل آن ماه دلارا باشد
دل من بحر محیطست، عجب نبود ازواگرش موج ثری تا بثریا باشد
دل،که آشفته آن زلف پریشان نشوددل نباشد،مگر آن صخره صما باشد
رو به محبوب ازل از همه سو آوردنپیش مستان خدا حسن تولا باشد
قاسمی،دولت جاوید چه باشد؟دانی؟هر کرا باده ازین جام مهیا باشد