شمارهٔ ۲۵۲
تا به کی خاطر من واله و شیدا باشد؟در بیابان غمت بی سر و بی پا باشد؟
در بیابان تمنای تو صد جان بجویستراه عشقست که بی میل و محابا باشد
دل ما طالب حسنست، چه شاید گفتن؟حسن عشقست که او احسن حسنا باشد
رو مگردان تو ازین عشق،که این عشق خدانا گزیریست که اندر همه اشیا باشد
روز محشر،که سراز خاک لحد بردارمجان و دل را هوس عشق و تولا باشد
گر ترا صفوت جان هست،به انصاف بگو:عشق و مستوری و مستی چه تمناباشد؟
عقل اگر علت اولی بود از قول حکیمعشق اولیست که او علت اولا باشد
جان شیرین به همه حال بباید دادنخاصه با درد تو،کانا حسن و اولا باشد
گفتم: از عشق چه راهست به عقل؟ای دل و دینگفت: قاسم، ز ثری تا به ثریا باشد