شمارهٔ ۱۹
گر عشق نباشد نرسد قطره بدریااز عشق بد این وحدت شمعون و مسیحا
با عشق درآمیز و ز اغیار بپرهیزچون فرد شوی عشق شود عین مسما
هرکس که شود عاشق هرچیز همانستزانجا که بیاید برود باز بدانجا
ذرات جهان جمله برین قول گواهندباکل بود، ای خواجه، رجوع همه اجزا
بگذر ز همه چیز، که آنجمله حجابستحقا که مقید نشود خاطر دانا
اسرار جهان را همگی عشق بیان کرداز قاسم انوار شد این عشق هویدا