شمارهٔ ۱۸۹
پیر ما جامیست، اما در خور این جام نیستباده صافی نوشد، اما رند درد آشام نیست
از شرابات خدا مستند ذرات دو کونلیک هر جان در جهان در خورد این انعام نیست
پیش مستان طریقت این حکایت روشنست :درد نوشان خاص درگاهند و این می عام نیست
باز ناز آغاز کرد آن یار و جان می پروریملطف دیگر آنکه: این آغاز را انجام نیست
دایما در وصل آن جان و جهان مستغرقیمدر چنین وصلی، که گفتم، حاجت پیغام نیست
آفرین بر ساقی ما باد و بر مستی اوگرچه جامی می کشد، بد مست و نافرجام نیست
قاسمی، در پیش این کوران مگو اسرار فاشهرکجا فهمی نباشد جای استفهام نیست