شمارهٔ ۱۷۰
بخون آغشته ام، درمان من چیست؟عجب آشفته ام، سامان من چیست؟
مرا عشق آتشی در جان نهادستچه می داند کسی در جان من چیست؟
درین ره گرنه سرگردان یارمسرشک لعل سرگردان من چیست؟
مرا ساقی دمادم جام می داداگر مستی کنم تاوان من چیست؟
قضا آشفته می دارد دلم رانمی گویم قضا جنبان من چیست؟
چو سکر من بتوفیق حبیبستدرین صورت بگو سکران من چیست؟
دلم یغمای آن زلفست، اگر نههمه شب ناله و افغان من چیست؟
هزاران آیت از کان تا بشانستبدان یاری که اندر شان من چیست؟
قصور قاسمی را عفو فرماچو دانایی که در امکان من چیست؟