شمارهٔ ۱۳۹
بیار جان طلب کار را بحضرت دوستببین که با همه ذرات کون رو در روست
قلم برندی ما رفته است روز ازلجزع چه سود کند؟ چون رقم چنین زد دوست
مرا ز خم تو یک جرعه ای تمام بودبیار رطل محبت، چه جای جام و سبوست؟
بوصل ما چو رسیدی تو شاد و خرم باشجهان و جان بعوض ده، که دولت نیکوست
رقیب گفت که: از یار می کنم شکوهرقیب قصه غلط کرد، ماجری با اوست
ز پا فتاده ام، ای یار، یک نظر فرمامرا ز جود تو، ای دوست، اینقدر مرجوست
بطعنه گفت که: قاسم ز عشق توبه کندطریق توبه ز عاشق رسم نانیکوست