شمارهٔ ۱۰۷
جگرم گرم و دل خسته ندیم ندمستلطف فرما و کرم کن، که مقام کرمست
ما که آشفته و رندان و گنه کارانیمعفوک لله، که لطف تو بعالم علمست
ساقیا، لطف کن و باده بهرکس برساندأب رندانه نگه دار، چه جای ستمست؟
پیش تیغ تو روان جان و سراندر بازیمهرکه شد کشته شمشیر غمت محترمست
لطف کن، یکقدم از هستی خود بیرون نهاز تو تا حضرت محبوب قدم یک قدمست
دم آن دوست مرا زنده جاویدان کرددل و جانها همه حیران شده کین دم چه دمست؟
قاسم ار شیوه تحقیق عیان میگویدهرکه او عشق نورزید بعالم عدمست