گنج

بخش ۳۳ - فایده

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۷ بیت
بعد ازین از معدن «هل من مزید»نکته ای دیگر بگوش جان رسید
کای گرامی تر ز عالی منزلتچند باشد شهر هستی منزلت؟
نیست بیرون کار مردم از سه حالزان یکی حالست و دو دیگر محال
گر تو خود را دوستر داری ز یارکافری را کرده باشی اختیار
ور مساوی داریش با خویشتنمشرکی باشی بوصف ما و من
دوست را گر دوستر داری ز خودقابلی در عشق و مقبول ابد
تا تو باشی در میان خامست کارتا تو نزدیکی بخود دورست یار
خود گناهی،از خود استغفار کننور او وابین و ترک نارکن
چند روزی بندگی کن،بنده وارتا دهندت در حریم شاه بار
بار او را چون تو حامل گشته ایبا چنین باری چه کاهل گشته ای؟
گر سلامت بار با منزل بریپهلوانی، پر دلی،نیک اختری
گر ترا باری بود در بزم شاههم ازین بارست،ای جویان راه
گر ز عشقت یک مدد گردد ندیممی توانی برد این بار عظیم
زانکه وصف اوست این عشق،ای جوادخواه حبش نام کن،خواهی وداد
خودبخود بر خویش عاشق گشت دوستبلکه عشق و عاشق و معشوق اوست
غیر او را من نمی بینم،وجودپیش او زآنست جانم در شهود
نور او بگرفت عالم را تمامدیده بگشا تا ببینی، والسلام