گنج

بخش ۱۷ - در لشکر آراستن صوف

۱۸ بیت
وزان روی صوف از پی کارزارشدش جمع پشمینه بیشمار
بسان فراویز بر دامنشبرآمد زهر سوی پیرامنش
چو طاقین که از جامها اوست طاقچو سته عشر نامدار عراق
زانکوره کردند یاور طلببیامد مدد نیزشان از حلب
زد میزرینی و هم زاغکیدگر بید بازاری و شالکی
سقرلاط و بزمات و آن بناتچو ماشاک و تفتیک و عین ثبات
نمدهای باران چه جای چه بورکه مالش بسی آزمودند و زور
زجرجانیان انجمن تیره گشتزتر بینیان عالمی خیره گشت
زره گشت ناگاه گردی بدیدبگفتند زیلو بلشکر رسید
زهر جنس و هر جای با جهرمیتو گوئی گرفتند روی زمی
بپشتی بیامد زهر سوکولبه پیکار سرما نموده جدل
بلشکر گهش پوستینها همهبیامد چو پیش شبانان رمه
چو سنجاب و قاقم سموروفنکدله صدرو روباه و ابلق ادک
تعلق بدین داشت هر چیر گرمباو بود وابسته هر جنس نرم
چو بارانی و پیش بند و جقهدگر چکمه سرفراز از یقه
جبه چه قبا پوستین و سلیمدگر ینمچه باحنین و سلیم
باین جمله تشریف گفت ای گروهشما میشوید از معارض ستوه
که در زیر هر جبه پنهان شویدببالای پوشی گریزان شوید