گنج

شمارهٔ ۷۷ - ناصر بخاری فرماید

۱۰ بیت
در آن روزی که خوبان آفریدندترا بر جمله سلطان آفریدند
در جواب او
چو دیبای زر افشان آفریدنددرش گوی گریبان آفریدند
بسان غنچه دروی دگمه بنمودچو کمخای گلستان آفریدند
زجیب اطلس گردون قوارهفتا دو مهر رخشان آفریدند
چو والا شاهد از خان اتابککه دید ایخواجه تا خان آفریدند
بزشم و پنبه را کردند پیداجل خر بهر پالان آفریدند
برای بالش زینها قطیفهپس آنگاهی زمستان آفریدند
دری میخواست بهر خانه رختدر از بهرش گریبان آفریدند
چو مشتق بودی ای اطلس زسلطانچرا بر رخت سلطان آفریدند
تن قاری بدو پیوند کردندچو تار و پود کتان آفریدند