شمارهٔ ۶۸ - مولانا کاتبی فرماید
این کهن دیر جهان کشته فراوان دارددم عیسی نفسی جو که دلش جان دارد
در جواب او
زوده نرم که اقلیم صفاهان داردتو مپندار که از معدن کتان دارد
در بر حجله پرزیورو کت رخت سیاهدیو راهست اگر تخت سلیمان دارد
رخت گازر سزدش عشق که با دامن پاکسنگ بر سینه زنان روببیابان دارد
بخیه را چونکه شکافند نگر باکرباسکین کفن بر کف و او تیغ بدندان دارد
مسجدی دان بصفت جامه که شیرازه چاکراست بر صورت محراب بدامان دارد
برد از لحیه روباه و بروت ما چهخجلت آنریش که دهقان خراسان دارد
بر سر اقمشه و رخت نفیس ایقاریاین کهن دیر جهان کشته فراوان دارد