گنج

شمارهٔ ۵۸ - مولانا جمال الدین فرماید

۸ بیت
مژده ای آرام دل کآرام جانها میرسددل که از ما رفته بود اکنون بما وامیرسد
در جواب او
در برش برقد همه رختی ببالا میرسدجز سقرلاط بهمت کان بپهنا میرسد
اطلس والا جناب نازک گلروی راهر زمان خاری زسوزن بیمحابا میرسد
گوتهی را هجو کردم کز چنین آرایشیگر بیفتد جامه او را ببالا میرسد
دلبر رعنا چو گیرد شاهد کمخا ببرمیبرد از راستی این را و آنرا میرسد
عید آمد وزکلاه و کفش نوایعاریانمژده پوشش بجمعی بی سر و پا میرسد
از کوک باید چپر وزپوستین بره سپرناوک سرمای قومی کآن بتنها میرسد
کاه کز کردن قماش از هر دو سر در البسهصیت شعر قاری از اقصا باقصا میرسد