شمارهٔ ۲۵ - خواجه حافظ فرماید
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزهسرشتکه گناه دگری بر تو نخواهند نوشت
در جواب او
عیب قطنی مکن ای اطلس پاکیزه سرشتتار او چونکه بپود تونخواهند نبشت
تو اگر توت نسب داری و او گر پنبههر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
نه منم شیفته رخت که چون عریان شدپدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
هوس خشت زرکوشک پزم در آذیندر زمانی که بسازد فلک از خاکم خشت
این عروسان سخن سهل مبین در پردهتو پس پرده چه دانی که که خوبست و که زشت
قبر (قاری) چو مشرف شود از جامه صوفیکسر از بستر صندوق کشندنش ببهشت