گنج

شمارهٔ ۲۴ - خواجه حافظ فرماید

۱۰ بیت
اگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیستزبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست
در جواب او
ز اطلس فلکم پرده در طنبیستبطاقچه مه و خور جام و کاسه حلبیست
بپرده شاهد کمخاو جلوه کرمیخکبهم برآمده دستارکین چه بوالعجبیست
بصوف ازان جهت انگوره لقب کردندکه گه گهی لکه بروی زباده عنبیست
درین که صندلی بقچه کش بپایه رسیدسبب مپرس که آنرا دلیل بی سببیست
بر آمدن بهمه رنگ شرب و والا رازعین قجه نمائی و غایت جلبیست
وجب وجب همه شب چارشب بپیمایمچه صرفها که مرا در نهالی عزیست
بکیش کلکنه و دین فوطه حمامکه بقچه کردن سجاده عین بی ادبیست
برختخانه قاری خرام و زینت بینکه متکای مهش گردبالش طنبیست
ز نظم البسه قاری به فارسی گویانزبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست